عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 7 روز سن دارد
داداش علیداداش علی، تا این لحظه 3 سال و 6 ماه و 30 روز سن دارد
نی نی جوننی نی جون، تا این لحظه 4 ماه و 26 روز تو دل مامانشه

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

سفر نوروز 98

سلام گل دختر مامان. اول سال جدید و اعیاد قشنگ شعبانیه رو تبریک میگم. ان شاءالله که سالهای سال این اعیاد زبلا رو درک کنی. اما اگر از اتفاقات این روزا بخوام بگم، اولش مربوط به تعطیلات نوروزه. روز دوم فروردین، خاله اسما اومد خونه مون و همگی خوشحال شدیم. تا پنج فروردین، خاله بودن. صبح پنجم همه باهم به سمت بم حرکت کردیم. بعد از یکسال و نیم، رفتیم که از دوستان بم و روداب سری بزنیم و دلتنگی هامون رو برطرف کنیم. شب حدودا ساعت ده بود که رسیدیم خونه خاله اسما. شام خوردیم و برای استراحت رفتیم خونه مامان متین. اولش که خسته بودین و خوابیدین اما روزای بعد، کلی با متین بازی کردین. روز دوم رفتیم خونه نازنین زهرا، شب هم رفتیم بم پیش رفیق شفیق، حنانه جون که...
7 ارديبهشت 1398

لباس عید مامان دوز

سلام دختر نازنینم امسال، لباس عیدت رو خودم دوختم.خیلی خوشت اومده البته برای داداشی هم همین رنگ دوختم، اما بخاطر اینکه نمیذاره اندازه هاشو بگیرم و پرو هم نمیکنه، براش بزرگ در اومده که گذاشتم برای وقتی اندازه اش بشه. البته یه مانتو شلوار هم توی برنامه دوختن دارم برات که ان شاءالله سر فرصت میدوزمش برات گل من. بی نهایت دوستت دارم هدیه قشنگ خدا ...
3 فروردين 1398

پایان سال و نوروز

سلام عزیز دل مامان.دختر پنج و نیم ساله من،دیگه برای خودت خانوم شدی و کلی کمکم میکنی. سال نود هشت هم شروع شد، در کنار شما و باباجون و داداش. سال تحویل ، رفتیم امامزاده. البته شما و داداش کلا خواب بودین. اول فروردین هم ظهر برامون مهمون اومد. زهرا جون، دوستت با خانواده. البته صبح یک فروردین هوا گرم و عالی بود، رفتیم کلی بذر سبزی کاشتیم و با داداشی خاک بازی کردین. سبزه عدس هم که از مهد داده بودن به باغچه منتقل کردیم. روزهای اخر سال نود هفت رو هم مشهد بودیم و کلی خوش گذشت.حرم و شهر بازی معارفی. حالا بریم سراغ عکس و خاطرات این عکس ها رو پروما ازتون گرفتم.تا بابایی کارشون رو تموم کنن، رفتیم پروما دور زدن. ...
2 فروردين 1398

میلاد امیر بی گزند و روز پدر

سلام دخترنازم امروز، میلاد امیرالمؤمنین علی علیه السلام، و روز پدره. این روز قشنگ رو به باباجون مهربون تبریک میگیم و براشون ارزوی طول عمر با سلامتی داریم. باباجون مهربون روزتون مبارک و البته مایک پدر مهربون دیگه هم داریم دست مرا گرفتید، تا یادتان بمانم از روی خاک بردید، تا اوج آسمانم گویند امام هر عصر، بابای آن زمان است روز پدر مبارک، بابای مهربانم...   ...
29 اسفند 1397

روز مادر

سلام ناز گلم. امسال هم روز مادر گذشت. شما و بابایی حسابی منو غافلگیر کردین. شما با نقاشی هات، بابا جون با جشن و کادو. ممنونم از خدا که شما ها رو بهم هدیه داده. کاردستی هم برام درست کردی که عکسشو الان ندارم. بعدا حتما میذارم. دوستون دارم همگی تونو ...
9 اسفند 1397

خاطرات سفر مشهد

سلام دختر نازم. یک هفته ای رفتیم مشهد.خداروشکر هوا عالی بود و کلی خوش گذشت. تولد داداش ، دورهمی دوستانه، حرم، برف و .... اما از همه جالب تر، برف بازی توی راه برگشت بود. اینم خرگوش برفی بابا، و ادم برفی منو شما و داداش. همیشه شاد باشی عزیز دلم ...
9 اسفند 1397

نقاشی

سلام دختر هنرمند من این نقاشی رو امروز کشیدی، بدون کمک گرفتن، فقط من بعضی جاها راهنماییت کردم. سمت چپ، الگوی چاپی که خودت رنگ آمیزی کردی سمت راست، نقاشی که خودت کشیدی. برات دعا میکنم که همیشه در همه عرصه های زندگی، موفق باشی.   ...
22 بهمن 1397

به کوری چشم...

به کوری چشم آمریکا اسرائیل انگلیس و همه بد خواهان نظام و انقلاب و رهبر عزیز تر از جانمون *انقلاب چهل ساله شد* دختر نازم، در راهپیمایی چهل ساله شدن انقلاب به همه دوستداران نظام تبریک و تهنیت باد... ...
22 بهمن 1397