عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 7 روز سن دارد
داداش علیداداش علی، تا این لحظه 3 سال و 6 ماه و 30 روز سن دارد
نی نی جوننی نی جون، تا این لحظه 4 ماه و 26 روز تو دل مامانشه

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

الوعده وفا

سلام نفس من بالاخره به قولي كه بهت دادم عمل كرديم و روز دوشنبه سوم شهريورواست تولد گرفتيم.يه تولد باتم كيتي وكلي مهموناي عزيز وخوراكيهاي خوشمزه.شيريني ،شربت،ميوه،كيك،سالاد الويه،پف فيل وبالون وكتاب داستان هم هديه براي دوستاي نارنين شما.همه ي مهموناي گلمون هم ماروشرمنده كردن و كلي كادو واست آوردن.باهركدوم ازلباساش كه عكس بگيرم واسه يادگاري عكسش روواست ميذارم. لباس تولد و ست تل و پابند و گل لباست روهم خودم واست دوختم.بدنشد.ولي لباساي بازار واقعا به دلم نمينشست.البته همه گفتن قشنگ شده.اميدوارم بزرگ شدي و عكساتو ديدي خوشت بياد انشاالله عكس هاتو سرفرصت واست ميذارم ميبوسمت فرشته من...
11 شهريور 1393

زیارت قبول

سلام زائر کوچولو خدا قسمت کرد و شما برای سومین بار توی عمر یکساله ات زائر خانم حضرت معصومه سلام الله علیها شدی . اما اول از سفر برات بگم : ساعت 10.30 شب قطار راه افتاد . با تاخیر ساعت 2 روز بعد رسیدیم محمدیه . تاکسی گرفتم و مستقیم رفتیم جامعه الزهرا . بعد از انجام کارهای اولیه ی خوابگاه و .... رفتیم توی اتاق . یه اتاق بزرگ که سه نفر دیگه هم بودن . یک نفر همون موقع رفت و ما موندیم و دونفر دیگه . اون دو نفر هم دختر یکساله و یازده ماهه داشتن . اول که رسیدیم رفتیم ناهار خوردیم . بعد شمارو حموم کردم و ساعت 4 رفتیم کلاس عربی . توی کلاس شکرخدا شما خیلی آروم مینشستی و بازی میکردی . برنامه هر روزمون همین بود . صبح امتحان عصر کلاس ...
2 شهريور 1393
1