عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 7 روز سن دارد
داداش علیداداش علی، تا این لحظه 3 سال و 6 ماه و 30 روز سن دارد
نی نی جوننی نی جون، تا این لحظه 4 ماه و 26 روز تو دل مامانشه

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

نمایشگاه نقاشی

سلام دوستان.خوش اومدین شمارو دعوت میکنم از نمایشگاه نقاشی دختر دوسال ووسه ماهه من دیدن کنین.توضیح مختصرهرنقاشی رو زیرش مینویسم. ************ توی این نقاشی دوتا دختر خانم رو میبینین که موهاشونو خرگوشی بستن. ********** این هم یه نی نی عینکی و البته تعدادی نقاشی های من و بابا وکلماتی که دخملی بلده بخونه وتمرین میکرده ********** بالای صفحه چندتاماه وخورشید و پایین هم چندتا نی نی ********** سمت راست یه خورشید که یه ابر داره روی سرش بارون میباره سمت چپ هم که مشخصه بازم نی نی ********** کلی خانم چادری.کجامیرن؟گمونم روضه البته یکیشونم تو دلش نی نی داره!!!! ********** ایناهم یه صفحه از هنرهای خانو...
17 آذر 1394

وروجکانه 5

سلام  شیرین بانو  این روزاخیلی شیرین زبون شدی و کلی حرفای گنده گنده میزنی.چندتایی که توی ذهنمه مینویسم که برات بمونه  _عفیفه خانوم عروسکارو کنارهم خوابونده.مامان نگاه کنین نی نی هام خوابیدن داداششون رفته کربلا.دورت بگردم عاشق حرمی.یکسره میگی بریم حرم،بریم کربلا  _نی نی ریزه هاتو آوردی.میگی اینا تو دلم بودن دینا(دنیا)اومدن!!!آخه نازنینم چطوری بهت بفهمونم فقط مامانا نی نی دنیامیارن؟؟؟  _جلدماژیک حنانه جون بازشده بود.میگم نکنین تا بچسبونم.میگی خب هرکارش میکنم نمیچسبه!!!  _استکانای چای روبردم در قندون جامونده.میگی مامان در قندون رو بذارین قندا خشک نشن!!!فدای فهم ودرکت اینو ازکجا آوردی؟  _یکسره باخودت شعرمیخ...
14 آذر 1394

ممنونم...

ازتوممنونم  دوسال است که آمده ای ومن بواسطه تو مادرشده ام  بخاطرتو بهشت زیرپایم نهادند  بخاطرتو اجری یافتم توصیف ناپذیر  ودراین دوسال واندی معلم من بودی  چیزهایی آموختم ازتو  وبخاطرتو  که اگرنبودی ،سالها وقرن هاهم میگذشت ،توان آموختنم نبود  توآمدی ومن ایثاررابه معنای تام آن فهمیدم آنگاه که سهم نانم رابادل وجان به توبخشیدم  باتوآموختم که باید صبورباشم وقتی که درکنارتن تبدارت شب را به صبح میرسانم  بایدصبورباشم وقتی چشمان بی رمق وبیمارت رابه من دوخته ای  اشکهایم باید خوددارباشند وقتی زمین میخوری وباصورت کبود یا دست وپای خراشیده برمیخیزی  باید سحرخیز باشم وسبک ...
13 آذر 1394
1