عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 7 روز سن دارد
داداش علیداداش علی، تا این لحظه 3 سال و 6 ماه و 30 روز سن دارد
نی نی جوننی نی جون، تا این لحظه 4 ماه و 26 روز تو دل مامانشه

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

واکسن ورود به مدرسه

1398/5/10 17:20
نویسنده : مامان عفیفه
54 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر ناز من.

دوشنبه، هفتم مرداد، بالاخره دستت رو کامل باز کردیم.

البته بخاطر خاطره تلخی که از دستگاه های گچ بازکردن داشتی، بابا جون با انبر باز کردن برات.

یه خورده سخت بود، اما شکر خدا استرس نداشتی دیگه.

امروز هم دهم مرداد ، صبح رفتیم واکسن کلاس اولت رو زدیم.

یه کوچولو گریه کردی . بعدش خاله اومدن و با دوستت مشغول بازی شدی. اما ساعت حدود سه تب کردی و درد داشتی که بهت مسکن دادم.

الانم خداروشکر بهتری و داری با داداشی کارتون میبینی.

ان شاءالله همیشه سالم باشی و...

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد...

پسندها (5)

نظرات (4)

نرگسنرگس
10 مرداد 98 19:30
آخی جونم ... اهورا هم دیروز واکسن زد. امروز دستش خیلی درد می کنه.😔
مامان عفیفه
پاسخ
خیلی واکسنش سخته
دو سه روز کلا تکون نمیداد دستش رو
الانم یک هفته گذشته هنوز ردش درد داره
ان شاءالله گل قشنگ شما هم زود دستش خوب میشه
نرگسنرگس
10 مرداد 98 19:31
خاله جون ما رو دنبال کنید.
مامان عفیفه
پاسخ
چشم عزیزم
مامانیمامانی
11 مرداد 98 6:58
به سلامتی😊
گل دخترمون داره بزرگ میشه😘
مامان عفیفه
پاسخ
ممنون دوست همیشه همراه
چشم بهم زدم، بزرگ شد
❤️Maman juni❤️Maman juni
12 مرداد 98 5:21
اي جان
مامان عفیفه
پاسخ
🌹