عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره
داداش علیداداش علی، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره
خواهرجون شریفهخواهرجون شریفه، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

بدون عنوان

یه زیارت خواهر-برادر-دخترخاله ای پشت بوم خونه عزیزجونی ویه توت خوری حسسسسابی جای همه خالی اینم توتی که دخمل طلا برام چید یه روز بارونی،یه زیارت دلچسب، جای همه خالی بقیه عکس ها آپلود نمیشن اینجا پست بعدی میذارمشون   ...
16 خرداد 1395

روزهایی که گذشت

سلام شیرین بانو روزهایی که گذشت و نتونستم بهت سربزنم اتفاقای زیادی افتاد.برای جشنای ششعبانیه پدرجون رفتیم مشهد که.... درکل سفر خوبی بود و دید و بازدید و زیارت و ... فعلا هرکارمیکنم عکسات آپلود نمیشن ان شاءالله فرصت بعدی عسلی من  
11 خرداد 1395

مشهد

سلام گل مامان.چندروزی میشه که اومدیم مشهد برای جشنای  شعبانیه پدرجون.توی جاده شکرخدا زیاداذیت نکردین واین خیلی خوبه که شماها ماشین سواری رو دوست دارین.همیشه سالم باشین فرشته های من...
22 ارديبهشت 1395

مامان گرفتار

سلام عزیزمادر.خوبی دخترم؟کلی مطلب نگفته دارم که واقعا گرفتارم ونمیرسم بنویسم.اما چندتاعکس برات میذارم که سریه فرصتی خاطراتت رو بنویسم ایناعکسای گوشی باباجونه نمیدونم چرا برعکسه دوستان راهی بلدین که درست بشه عکسا؟ ...
5 ارديبهشت 1395

تعطیلات ما

سلام خانوم کوچولو،بانوی خونه تعطیلات نوروزهم تموم شد.هفته اول که تنها ووبیکارخونهبودیم.اماهفته دوم دوست قدیمی مون اومدن وکلی تفریح رفتیم وحسابی بهت خوش گذشت.بعدازتعطیلات هم داداشی روختنه کردیم وخونه بودیم.امروز احتمالا میریم بم .راستی روز مادر گذشت.این عید قشنگ رو بهت تبریک میگم.ان شاءالله روزی مادربشی واین حس قشنگ رو درک کنی.شماهم با باباجون رفتین بازار وبرام یه آب مرکبات گیر برقی خریدین که خیلی لازم داشتم وحسابی غافلگیرشدم.دستتون درد کنه. خلاصه اینم ازتعطیلات    
17 فروردين 1395

نرم نرمک میرسد...

سلام گل دخترم.امسال سومین بهار عمر قشنگ شما،شداولین بهارچهار نفره ما ،واولین سالی بود که شما آبجی خانوم بودی. اما اندر احوالات سال نو: ازساعت6صبح،من درتکاپو بودم کارامونو انجام بدیم بریم امامزاده اسیری بم.اما تاشماها رو آماده کردم وراه افتادیم،سال تحویل توی ماشین بودیم و دلامون باامواج رادیو حرم امام رضا علیه السلام.اشکای منم بی اختیارمیریخت. دلم واقعا توی حرم بود. وقتی صدای عزیزدلمون،رهبر مهربونمون پخش شد وایشون سال جدید رو تبریک گفتن، گریه هام به هق هق رسیدن و ازته دل دعاکردم سالها،تا ظهور آقا،اولین چیزی که  لحظه تحویل ال،از رسانه ها پخش میشه وگوش های مامیشنوه،صدای این نازنین باشه. اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای   ...
2 فروردين 1395