عشق یعنی...
دخترک نازم،سلام نمیدونم چرایهویی ،ساعت 2 شب،دلم خواست اینارو برات بنویسم.اماخب،دله دیگه... عشق یعنی اونی که تو روبخاطر خودت دوستت داره یعنی اونی که بی منت جوونیشو برات میذاره یعنی اونی که هرروز بی توقع حالتو میپرسه تاجایی که خجالت میکشی یعنی اونی که بی توقع دوست داره یعنی اونی که وقتی بهت زنگ میزنه قلبت تندتر میتپه و دست و پات بی اختیار در تکاپو میفتن یعنی اونی که تا پای جون برات مایه میذاره یعنی اونی که واااااقعا مخاطب خاصته یعنی اونی که دست و آغوشش بهت آرامش میده یعنی اونی که شونه هاش تحمل همه جور سختی رو داره یعنی اونی که با دردات در د کشیده و بااشکات اشک ریخته یعنی اونی که تو روبیشتر از خودت میخواد.... ی...
نویسنده :
مامان عفیفه
1:59
دلخوشی های مادر- دختری
سلام عسلم.برای خوش بودن،لازم نیست همیشه بهای گزافی بپردازیم.گاهی یک لباس از نسل های قبل،میشود دلخوشی عصر بهاری من و تو،البته با ژست های ناب (این لباس عروس رو عمه عفیفه جون شب عروسی خودمون پوشیده بود.منم یادگاری نگهش داشتم برادخترخودمون.مدلش قدیمی شده اما پر از خاطرات قشنگه برامون) ...
نویسنده :
مامان عفیفه
19:48
ادامه مطلب قبلی
جشنای شعبانیه پدرجون سرزمین عجایب عشقولانه های خواهر-برادری دارالحجه حرم رضوی دوستون دارم فرشته های من ...
نویسنده :
مامان عفیفه
19:40
بدون عنوان
یه زیارت خواهر-برادر-دخترخاله ای پشت بوم خونه عزیزجونی ویه توت خوری حسسسسابی جای همه خالی اینم توتی که دخمل طلا برام چید یه روز بارونی،یه زیارت دلچسب، جای همه خالی بقیه عکس ها آپلود نمیشن اینجا پست بعدی میذارمشون ...
نویسنده :
مامان عفیفه
17:53
روزهایی که گذشت
سلام شیرین بانو روزهایی که گذشت و نتونستم بهت سربزنم اتفاقای زیادی افتاد.برای جشنای ششعبانیه پدرجون رفتیم مشهد که.... درکل سفر خوبی بود و دید و بازدید و زیارت و ... فعلا هرکارمیکنم عکسات آپلود نمیشن ان شاءالله فرصت بعدی عسلی من
نویسنده :
مامان عفیفه
15:26
امشب...
مشهد
سلام گل مامان.چندروزی میشه که اومدیم مشهد برای جشنای شعبانیه پدرجون.توی جاده شکرخدا زیاداذیت نکردین واین خیلی خوبه که شماها ماشین سواری رو دوست دارین.همیشه سالم باشین فرشته های من...
نویسنده :
مامان عفیفه
7:14
مامان گرفتار
سلام عزیزمادر.خوبی دخترم؟کلی مطلب نگفته دارم که واقعا گرفتارم ونمیرسم بنویسم.اما چندتاعکس برات میذارم که سریه فرصتی خاطراتت رو بنویسم ایناعکسای گوشی باباجونه نمیدونم چرا برعکسه دوستان راهی بلدین که درست بشه عکسا؟ ...
نویسنده :
مامان عفیفه
12:23
تعطیلات ما
سلام خانوم کوچولو،بانوی خونه تعطیلات نوروزهم تموم شد.هفته اول که تنها ووبیکارخونهبودیم.اماهفته دوم دوست قدیمی مون اومدن وکلی تفریح رفتیم وحسابی بهت خوش گذشت.بعدازتعطیلات هم داداشی روختنه کردیم وخونه بودیم.امروز احتمالا میریم بم .راستی روز مادر گذشت.این عید قشنگ رو بهت تبریک میگم.ان شاءالله روزی مادربشی واین حس قشنگ رو درک کنی.شماهم با باباجون رفتین بازار وبرام یه آب مرکبات گیر برقی خریدین که خیلی لازم داشتم وحسابی غافلگیرشدم.دستتون درد کنه. خلاصه اینم ازتعطیلات
نویسنده :
مامان عفیفه
10:30










