عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره
داداش علیداداش علی، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
خواهرجون شریفهخواهرجون شریفه، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

خواهر کوچیکه کمال الملک!!!

سلام نازنین دخترم کمال الملک کوچولو این نقاشی رو با آموزش های من هنرمندم کشیدی. واقعا تعجب کردم از این کار تمیز و هنرمندانه ات خیلی لذت میبرم از دیدن این کارای قشنگت الانم اومدی میگی چطوری کلاژ درست کنم؟ فدات بشم عزیزم اینقدر این نقاشی منو به وجد آورد که وسط درس، دست از درس خوندن کشیدم و اومدم اینو برات یادگار بذارم خیلی دوستت دارم هنرمند کوچولو ...
5 تير 1397

ثبت نام پیش دبستانی

سلام دختر خوشگل من امروز ، چهارم تیر 97، شما رو پیش دبستانی ثبت نام کردم واقعا باورم نمیشه اینقدر زود پنج ساله شدی اینکه چندماه دیگه باید مانتو تنت کنم بفرستمت به یه محیط دیگه. ازاینکه پیش یک نفرستادمت خیلی خوشحالم. یکسال بیشتر کنارم بودی گل من امیدوارم منو داداش بتونیم با نبودنت توی خونه کنار بیایم. ان شاء الله موفقیت های بزرگترت رو ببینم خیلی دوستت دارم
4 تير 1397

بعد زیارت

خانوم گلی من،مجدد سلام بعد زیارت امام زاده رفتیم آبشار کاخک شام خوردیم جای همگی خالی بعدش شما و داداشی رفتین قایق سواری. الهی دورت بگردم که اینقدر دست فرمونت خوبه توی راه که برمیگشتیم گفتم خوش گذشت قایق سواری؟گفتی آره فقط دستام درد گرفته بود الهی دردت بجونم اینم یادم رفت بگم که قبلش با داداش رفتین توی پارک ،من از دور مراقب بودم داداش نشست روی ماشین بازی ، شما رفتی بالای سرسره در همین حین علی بلند شد رفت روی سرسره اومدی پایین دیدی نیست. اینقدر هول شدی که از راه دور معلوم بود. دور زدی و دنبالش گشتی تا بالای سرسره پیداش کردی دویدی رفتی سمتش وقتی گفتم ترسیدی؟گفتی آره با خودم گفتم خدایا کجاست که صد...
3 تير 1397

روز تولد،بازم فیلشاه

سلام بانو کوچولوی خونه دوم شوال،روز تولدت ،کاشمر بودیم. آخه روز عید رفتیم کاشمر که بعد از بازدید از فامیل بابایی ، بریم مشهد. خلاصه، گفتن سینمای کاشمر دوباره راه اندازی شده فیلشاه رو هم آوردن. منم بخاطر علاقه زیادی که به دیدن مجددش داشتی، به فکرم رسید ببرمت سینما. خلاصه با امین و ثمین و دختر عمو ، رفتیم سینما. خیلی بهمون خوش گذشت. هنوزم میگی باز بریم فیلشاه.واقعا دست سازنده هاش درد نکنه.کار فوق العاده ایه. بعدشم بهت گفتم بخاطر تولدت رفتیم فیلشاه. خلاصه، اومدیم بیرون بابایی گفتن برای عفیفه و عمه ریحانه تولد گرفتن مشهد گفتن زود بریم که برسیم. تولد عمه یک شواله عموجان و خانواده هم راضی شدن باهامون بیان. همگی راه...
1 تير 1397