عفیفه خانومیعفیفه خانومی، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره
داداش علیداداش علی، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره
خواهرجون شریفهخواهرجون شریفه، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

خاطرات عفیفه بانو

سلام.مامان یه فرشته پاک، که میخواد خاطرات دختر کوچولوش جاودانه بشه

عکس عای جامانده

سلام نازنینم اومدم با کلی عکس این قبل اومدنمون توی حرم اینجاهم خوردی زمین و جیگر من کباب شد ... بمیرم الهی اینجاهم با محمد جون رفتین پشت مبل بازی میکردین آخرین زیارت ... عاشقانه با نازنین ... کوچولوی دندون خرگوشی شب قدر روز قدس جانم فدای رهبر اینم نماز خوندنت اینم خرابکاری هات !!!!! وااااااااییییییی !!!! چه کردی بانووووو !!!!! اینم کتاب من !!! آخ جون بازی اینم بازی جدیدت همیشه بخندی گل من میبوسمت ...   ...
19 مرداد 1393

واكسن يكسالگي

سلام شيرين زبون من امروز ١٦مردادصبح با بابايي و خاله اسما دوست من رفتيم واكسنت رو زديم وخيال من راحت شد. انشاالله دوشنبه بعدازظهربليط داريم براي قم. بعد ازامتحانات من يعني ٢٥مرداد راهي مشهد ميشيم به اميدخدا. خداكنه اذيت نشي گل شقايقم ميبوسمت ...
16 مرداد 1393

عيدفطر

سلام كودك نازم امروز ٨مرداد مصادف بادوم ماه شوال چند روز قبل تولد باباجون بودوبابايي هم مارو بردن ارگ جديد و حسابي بهمون خوش گذشت ديروز هم عيد سعيد فطربود و صبح رفتيم نماز عيد.شماهم مثل دختراي خيلي خوب  مرتب و منظم تاآخرنماز نشستي.اما وقتي باباجون شروع كرردن به خطبه خوندن بناگذاشتي به نق نق كه بري بغل بابايي.واسه همين ماهم اومديم خونه. اما امروز : پارسال مثل امروز يعني دوم شوال ساعت هشت و ده دقيقه شب شما به دنيا اومدي و زندگي مارو پراز شادي كردي. يعني سال قبل اين ساعتا آخرين لحظه هاي باهم بودنمون بود.مااز هم جدا ميشديم تابه هم برسيم .... واقعا حس شيريني بود كه تامادرنباشي دركش نميكني... خيلي زود بزرگ شدي فندق ناز من.... من...
8 مرداد 1393

خاطرات جامانده ...

سلام فرشته کوچولوی من وسلام به دوستان همیشه همراهم که این مدت غیبت احوال پرس ما بودن . از همه تون ممنونم واقعا زمان زودتر از اونی که فکرشو بکنیم میگذره و شما چند روز دیگه یکساله میشی توی این یک ماه شما یاد گرفتی بدون کمک بایستی . ابراز علاقه میکنی و وقتی بهت میگم عفیفه خانم نی نی بوس لبای کوچولوتو غنچه میکنی  و میچسبونی به لپ عروسکت یا هر کسی که میخوای ببوسیش و اون موقعه که من میخوام درسته قورتت بدم .وقتی نماز میخونم مهرم رو برمیداری میبوسی و بعد میذاری جلوت و پیشونیتو میچسبونی به مهر و این طوری نماز میخونی  فدات شم . کلمه ی دن دن ؛ به به و نه رو یاد گرفتی و اونا رو به جا استفاده میکنی .مثلا غذا که برات میارم با یه ...
3 مرداد 1393

سومين مرواريد

سلام طلا خانم امروزدوشنبه ١٦تير داريم راهي كرمان ميشيم . ديروز سومين دندون قشنگت هم دراومد عزيزم دعاكن همه چيز خوب پيش بره. شايد تايه مدت نتونم برات مطلب بذارم.اما سرفرصت تمام خاطرات و عكساتو واست ميذارم ميبوسمت هستي من
16 تير 1393

دومين مرواريد

سلام دلبر طلا شكرخدا دومين مرواريدقشنگت هم به تاريخ پنج شنبه  ٩تير٩٣مصادف با پنجمين روز از ماه مبارك جونه زد . اين چند روزه حسابي درگيريم.بابايي هم بسلامتي اومدن.كارامون شكر خدا تقريبا تموم شده و تا آخر هفته اسباب كشي ميكنيم دختر مهربونم از اينكه اين مد ت توي اسباب كشي دخترخوبي بودي و نهايت همكاري رو بامن داشتي ازت ممنونم .همين كه توي خونه شلوغ پراز كارتون كه آزادي رو نسبتا ازت گرفته و بود و نميتونستي راحت بازي كني اما طاقت آوردي و مهم تر از همه برخلاف تصور من كاري به كارتون ها نداشتي بزرگترين كار رو انجام دادي بخاطر بودنت ازت ممنونم هميشه برام بمون ستاره جونم...  
14 تير 1393

پیشواز ماه مهمانی

سلام آبنبات من امروز 7 تیر و آخرین روز از ماه معظم شعبانه . از فردا ماه مبارک رمضان شروع میشه . یه ماه پربرکت که دست و پای شیطان توی غل و زنجیره و ما همگی مهمان سفره خدای بزرگیم . البته همیشه سر سفره پروردگارمون هستیم اما این بار طور دیگه و به صورت ویژه . اما امسال هم مثل سال گذشته من نمیتونم روزه بگیرم . اما انشاالله خدا به ما هم بخاطر شما که پاک و معصومین یه نگاه ویژه داشته باشه . ام ا هفت تیر یاد آور حادثه تلخ شهادت بزرگان انقلابیمون شهید بهشتی و 72 تن از یارانشونه . انشاالله بتونیم رهرو راه این بزرگان و قدردان زحماتشون باشیم . (خلاصه حادثه رو توی ادامه مطلب برات میذارم) اما این چند روز حسابی درگیر جمع کردن مابقی...
7 تير 1393